العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
239
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
خود دور كند بدبخت و بيچاره كسى است كه بواسطه طينت پليد و كجرويهاى خود هلاك و نابود شود « 1 » .
--> ( 1 ) نوبختى در كتاب فرق الشيعه كيفيت كشته شدن آنها را چنين مىنويسد سران خطابيه ملعون با ابو الخطاب كشته شدند آنها در مسجد كوفه جاى داشتند و در آنجا اظهار عبادت ميكردند هر كدام پايهاى از مسجد را گرفته بودند مردم را پنهانى دعوت به اعتقاد ابو الخطاب مىكردند . عيسى بن موسى كه فرماندار از طرف منصور دوانيقى در آن ناحيه بود از وضع آنها مطلع شد كه همه چيز را حلال ميدانند و مردم را دعوت به نبوت ابى الخطاب مىكنند و اطلاع حاصل كرد كه در مسجد كوفه اجتماع كردهاند و چنين وانمود مىكنند كه مشغول عبادت هستند . فرماندهى را با گروهى از سواران و پيادگان فرستاد تا آنها را گرفته بياورند آنها از آمدن امتناع ورزيده بجنگ پرداختند هفتاد نفر بودند همه را كشتند جز يك نفر كه چندين جراحت برداشته بود و بين كشتهشدگان قرار داشت كسى زنده نبود تاريكى شب كه فرا رسيد از ميان كشتهشدگان خارج شد . آن مرد ابو سلمه سالم بن مكرم جمال بود كه ابو خديجه لقب داشت او بعدها گفته است كه توبه كرده و برگشته و از كسانى بود كه حديث نقل مىكرد . جنگ سختى بين آنها و سپاه درگرفت اسلحه آنها مقدارى نى بود كه سر نيزه نداشت و مقدارى سنگ و كارد داشتند . ابو الخطاب به آنها گفت جنگ كنيد همين چوبهاى شما چنان بجان آنها اثر مىكند مانند نيزهها اما اسلحه آنها و نيزهها و شمشيرهايشان بشما زيانى نميرساند و در شما اثر نمىكند و ببدنهاى شما نفوذ نخواهد كرد . ابو الخطاب ياران خود را ده نفر ده نفر براى جنگ پيش مىفرستاد قريب سى نفر كه كشته شدند فرياد برداشتند آقاى ما نمىبينى چه بر سر ما در آمد از اين سربازان نمىبينى